تبلیغات
دل نوشته ها .....

دل نوشته ها .....
 
قالب وبلاگ
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس
دوست داشتنی شدن چنان کار سختی هم نیست…

برای دوست داشته شدن،

نقاب از چهره بردار

و التماس و گدایی محبت نکن….

خوب و ساده که باشی

در دل همه جا داری….

به داشته هایت بناز و

از گذشته ات دل بکن….

گره های ذهنی گذشته را،

تنها با توکل به خدا و

امید به آینده و همچنین

کمک از راهنماییهای

دلسوزانه اطرافیان میتوانی باز کنی…..

نگران آینده نباش و مصمم و

پر توان برایش

گام بردار……

بی شک برای خیلی از ما آرامش و خوشبختی

در همین نزدیکی هاست…..

کافیست آغوش خود را به رویش باز کنیم….

به همین سادگی…..






طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 03:31 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

درمیان چرخش گیسوان سبزه ها.

درکنار برگ ها رقصان پاییزی .

درمیان چرخ چرخ برفها نقره فام.

درمیان قطره های باران.

در میان لاله های رنگ عشق .

در کنارآغوش ،غنچه های خفته در چمن زار ها .

عطر و بوی ترا دیدم.

خنده زیبا ترا دیدم .

درتنهایی ترا دبدم .

ترا .ای خدا .ترا را دیدم.

رنگ رنگ خدا را دیدیم.







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

دوست که باشی،

فرقی نمی کند که زن باشی یا مرد،

دور باشی یا نزدیک،

رفاقت فاصله ها را پر می کند،

گاهی با حرف،

گاهی با سکوت،

نسبت ها بی معنی می شوند.

دوست که باشی،

فرقی نمی کند از کدام نسلیم یا کدام فصل،

کدام سقف بالای سرمان،

کدام خاک قلمرومان،

دوست بودن لفظ ظریفیست،

نه مقدس مثل عشق،

نه سرسری مثل همسایه،

یک سود دو سویه،

میان دنیایی از آدمها و حیوانات و ابزارها،

و حتی خیال ها و تصویرها،

دوست که باشی،

فرقی نمی کند جیب هایت پر است یا خالی،

هر چه هست میان دست های توست…







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

سازت اگر عشق بنوازد

همه خلقت خواهند رقصید

زبانت اگر شیرین باشد

همه پروانه ها گرد تو خواهند آمد

اگر قلبت دریای رحمت باشد

همه در آن جا خواهند گرفت

پس عشق را بنواز

با زبان شیرینت بخوان

و با قلبت پذیرا باش

امروز و هر روزت عاشقانه….







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

آوای باد انگار آوای خشک سالیست

دنیا به این بزرگی ، یک کوزه سفالیست

باید که عشق ورزید ، باید که مهربان بود

زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست …







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

خوبِ من!

حیف است حال خوبمان را بد کنیم

راه رود جاری احساسمان را سد کنیم

عشق، در هر حالتی خوب است؛

خوبِ خوبِ خوب

پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم

دل به دریا می‌زنم من…

دل به دریا می‌زنی؟

تا توکّل بر هر آنچه پیش می‌آید کنیم

جای حسرت خوردن و ماندن،

بیا راهی شویم

پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه!

شک نکن

باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم

زندگی جاریست؛ بسم الله…

از آغاز راه…

نقطه‌های مشترک را می‌شود ممتد کنیم

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد

پس بیا با عشق،

فصل بغضمان را رد کنیم…


قیصر امین پور







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ جمعه 3 بهمن 1393 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

عهد کردم نشوم همدم پیمان شکنان

هوس گردش پیمانه اگر بگذارد

معتقد گردم و پابند و ز حسرت برهم

حیرت این همه افسانه اگر بگذارد

همچو زاهد طلبم صحبت حوران بهشت

یاد آن نرگس مستانه اگر بگذارد

شمع می خواست نسوزد کسی از آتش او

لیک پروانه‌ی دیوانه اگر بگذارد …







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ دوشنبه 22 دی 1393 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی،

چون مقدر شده تکخال ورقها بشوی…!

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،

نم نمک "شاپرکی" خوشگل و زیبا بشوی…

گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود ،

تا مبدل به" شرابی" خوش و گیرا بشوی…!

گاهی ازحمله ی یک گربه،قفس میشکند،

تا تو پرواز کنی،راهی صحرا بشوی…

گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست،

باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی…

گاهی ازچاه قرارست به زندان بروی،

"آخرقصه هم آغوش زلیخا بشوی







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]



در دلِ من چیزیست، مثلِ یک بیشه ی نور

مثلِ خواب دمِ صبح

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد، بدوم تا تهِ دشت

بروم تا سرِ کوه

دورها آواییست که مرا می خواند...

 « سهراب سپهری »



طبقه بندی: شعـــــــر،
[ شنبه 6 دی 1393 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

زیر تاریکیِ شب

دیدنِ مهتاب قشنگ است

چه خیالی است اگر بال ندارم

حس پرواز كه هست

حس پرواز قشنگ است!

به همه مهر بورزید

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است

بوسه بر دست پدر

بوسه بر گونه ی مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است..

نزنید سنگ به گنجشک

پر گنجشک قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است.

نزنید سنگ به هر زاغ، به هر زاغ سیاهی

به خدا زاغ قشنگ است

نسترن رابشناسید

یاس را لمس کنید

به خدا لاله قشنگ است

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است..

بشناسید خدا را

هرکجا یاد خدا هست

هرکجا نام خدا هست

 سقف آن خانه قشنگ است :






طبقه بندی: شعـــــــر،
[ جمعه 5 دی 1393 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

تا بارانی نشوید , بارانی نمی بارد ...

بارانی شدن یعنی : برای دیگران باریدن .

بارانی شدن ; بی تقاضا و سوال باریدن .

بارانی شدن ; با خاک نشینان و خاک درآمیختن .

بارانی شدن ; بر صحرا و دشت و کوه و بیابان یکسان باریدن .

بارانی شدن ; زلال و شفاف شدن ... .

بارانی شدن ; جاری شدن , نایستادن .

بارانی شدن ; آسمانی شدن , آبی شدن .

بارانی شدن ; مهربانی و خوبی ها را همچنان به خاطر داشتن .

کاش میشد همه از آسمان بارانی شدن را طلب میکردیم .

باران را با تمام وجود صدا میکردیم .

و ناگهان , باران , باریدن میگرفت ...







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 30 آذر 1393 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت

میتوان گفت که من چلچله باغ توام

مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف

سخت محتاج به گرمای توام..







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 30 آذر 1393 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

خورشید آخرین غروب خزان پشت کوه رفت.

امشب شب تولد نوروز دیگریست.

فرشی ز برف بر سر راهش گشوده اند.

چون نوعروس کرده به بر جامه سپید.

تق تق

صدای کیست؟

این وقت شب چه کسی کوبه می زند؟

بگشای در،

یلداست آمده؛

آورده با خودش

آجیل و هندوانه و ظرفی پر از انار

انجیر و توت خشک

در دست دیگرش،

مهر و صفا و عشق و محبت؛

گل امید؛

در گوشه اتاق

کرسی است برقرار؛

جمعند دور آن؛

از کوچک و بزرگ؛

دیوان خواجه حافظ و مادر بزرگ و فال.

پس شام چله کو؟

یک قرص نان سنگک و یک کاسه آش داغ،

فصل خزان سفرت بی خطر، برو…

ای اولین سفیر فصل زمستان!

خوش آمدی…

«جاوید» باد سنت نیکوی این دیار…

نوروز بی بهار…

یلدای بی قرار…

پیش پیش مبارک باد♥







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

دو قــدم مــانده كه پاییـز به یغمــا بـــرود

این همه رنـگ قشنـگ از كف دنیا بـــرود

هـر كه معشوقه برانگیخت گــوارایش بـاد

دل تنها به چه شوقی پی یلــدا بـــرود ...!



"یغماگلرویی"







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ پنجشنبه 27 آذر 1393 ] [ 01:29 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

کیستی که من

اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!!

کیستی که من

جز او

نمی بینم و نمی یابم ؟!!

دریای پشت کدام پنجره ای؟

که اینگونه شایدهایم را گرفته ای

زندگی را دوباره جاری نموده ای

پر شور

زیبا

و

روان


احمد شاملو






طبقه بندی: شعـــــــر،
[ پنجشنبه 27 آذر 1393 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب ، عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم
نظر سنجی
آیا این وبلاگ موثر بود ؟




تماس با ما
تماس با ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




کد ِکج شدَنِ تَصآویر

music