تبلیغات
دل نوشته ها .....

دل نوشته ها .....
 
قالب وبلاگ
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

حال خوبی ست

گلی را دیدن

و نچیدن از باغ

قامت گل نشکستن زیباست

و رها بودن آواز قناری در باغ

عطر گل را تنها

در تن زنده هر باغچه ای بوییدن

حال خوبی ست

نسوزاندن دل

رسم دلدادگی و دلداری

قدر این موهبت عشق بجا اوردن

عشق معشوق طلب کردن و عاشق ماندن

دو رکعت مهر بجا آوردن

ذکر بارانی دیدار و نگاهی تب دار

حال خوبی ست

خدا را دیدن

پشت راز گل سرخ

در پس بغض گره خورده ابر

سمت آرامش رودی جاری

خواندن نامه زیبای خدا

بر تن سوره ی سروی سر سبز

آیه پاک گیاه

از دل مصحف گویای خموش

حال خوبی ست

چای نوشیدن در لحظه زیبای حضور..

لحظه لحظه های زندگی تان مملو از آرامش







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

تا توانی در مسیر زندگانی ساده باش

چین بردار از جبین با چهره ی بگشاده باش

شخصیت با مال وثروت نیست با دانش بود

گر بود دستت تهی با علم عالم زاده باش

همچو شاخ گل که از طوفان سرخود خم کند

تا که طوفان رد شود روی زمین افتاده باش

از صراط المستقیم پا را فرو نگذارهیچ

گر سعادت طالبی پیوسته دراین جاده باش

شکوه از خالق زنادانی مکن درپیش خلق

آنچه سهمت بوده داده رورضا برداده یاش

باده گر نوشی بنوش از باده جام ولا

سرفراز وسربلنداز خوردن این باده باش

گر نهی پا درحریم کبریا چون پیروی

آب شو از خجلت وچون خاک صاف وساده باش



*مرجان سرخ*



طبقه بندی: شعـــــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

زندگی

درد قشنگیست

که بر باور ما می بارد

و سر انجام ظریفی است

که در خاطر ما می ماند.

زندگی،

شوق گلی رنگین است

روی سرشاخه ی امید،

بر ساقه ی دلتنگ نگاهی که زمان

در باغچه ی بینش ما می کارد.

زندگی

بارش عشق است

بر اندیشه ی ما

تابش دوست برای همه وقت

بودنش در همه حال.

زندگی،

خاطره ی دوستی امروز است

مانده در تاقچه ی فردا ها.







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

نه سمائم نه زمینم

نه به زنجیر کسی بسته ام و برده دینم

نه گرفتار و اسیرم

نه حقیرم

نه جهنم نه بهشتم

چُنین است سرشتم

این سخن را من از امروز نه گفتم نه نوشتم

بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم …

به تو سربسته و در پرده بگویم

تا کسی نشنود این راز گهربار جهان را

آنچه گفتند و سرودند … تو آنی !

خود تو جان جهانی

گر نهانی و عیانی

تو ندانی که خود آن نقطه عشقی

تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی

تو به خود آمده از فلسفه چون و چرایی

به تو سوگند

که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی

نه که جزئی

نه که چون آب در اندام سبوئی

"تو خود اویی به خود آی"







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ پنجشنبه 7 خرداد 1394 ] [ 11:21 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

زندگی

زندگی رویش یک حادثه نیست

زندگی رهگذر تجربه هاست

تکه ابری است به پهنای غروب

آسمانی است به زیبایی مه

زندگانی چون گل نسترن است

باید از چشمه جان آبش داد

زندگی مال ماست

خوب و بد بودن آن

عملی از من و ماست

پس بیا تا بفشانیم همه بذر خوبی و صفا

و بگوییم به دوست

معنی عشق و حقیقت چه نکوست







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 ] [ 09:07 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

حال خوبی ست

گلی را دیدن

و نچیدن از باغ

قامت گل نشکستن زیباست

حال خوبی ست

نسوزاندن دل…..

رسم دلدادگی و دلداری

عشق معشوق طلب کردن و عاشق ماندن

حال خوبی ست

راه رفتن ، بی چتر

زیر باران امید

بخشش هدیه لبخند به لب های خموش

خیسی گونه ی احساس پس از

خاطره رفتن دوست

حال خوبی ست

شنیدن با عشق

درک معنای سکوت!

فهم مفهوم نرو…

حال خوبی ست

کمی ، مشق محبت کردن

بذر امید به دل پاشیدن

حال خوبی ست







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم

من زنده ام و زندگی

ارزش رفتن دارد

آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم

گوش ناامیدی را کر کند

خوب میدانم که گاه کفشها،

پاهایم را میزند، میفشرد و به درد میاورد

امامن همچنان خواهم رفت

زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد

ماندن در کار نیست

گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم

نمی اندیشم

ولی این را میدانم؛

گذشته با آینده یکسان نیست

زندگی نه ماندن است نه رسیدن

زندگی به سادگی رفتن است

به همین راحتی،

زندگی جقدر آسان است…

زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ♥








طبقه بندی: شعـــــــر،
[ دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 ] [ 05:09 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

در این دنیا همه چیز دست خود آدم است…

حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس …

آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند…

می تواند آب ها را بخشکاند…

می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد…

آدمیزاد حکایتی است…

می تواند همه جور حکایتی باشد…

حکایت شیرین…

حکایت تلخ…

حکایت زشت …

و حکایت پهلوانی …


" سیمین دانشور "







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

چشمانمان را بر گذر قاصدكها باز كنیم

كه ، زمان ساز سفر می زند.

دست به دست هم دهیم

دلهایمان را یكی كنیم

بی هیچ پاداشی حراج محبت كنیم

باور كنیم

كه همه خاطره ایم

دیر یا زود همه رهگذر خاطره ایم .







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

من یاد گرفته ام دوست داشتن دلیل نمی خواهد…

دل می خواهد…

ولی نمی دانم چرا

خیلی ها..

و حتی خیلی های دیگر…

می گویند:

این روزها..

دوست داشتن

دلیل می خواهد…

و پشت یک سلام و لبخندی ساده…

دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده

می گردند.

اما

من سلام می گویم

و لبخند می زنم

و قسم می خورم

و می دانم

عشق همین است … به همین سادگی…







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

در حضور خارها هم میشود

یک یاس بود . . .

در هیاهوی مترسکها

پر از احساس بود . . .

می شود حتی برای

دیدن پروانه ها ،

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .

دست در دست پرنده ،

بال در بال نسیم . .

ساقه های هرز این اندیشه ها را

داس بود . . .

کاش می شد

حرفی از " ای کاش "

ها هرگز نبود . . .

هر چه بود احساس بود و

عشق بود و

یاس بود . . .!







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید

مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود

مهربانی نقش هر نقاش نیست

هر که نقشی را کشید نقاش نیست

نقش را نقاش معنا میدهد

مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست . . .







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 23 فروردین 1394 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

زندگی بدون عشق

مثل دشتِ بی باران است

مگر رود

برای رسیدن به دریا جاری نشد؟

جاری شویم

بر بستر رسیدن

به نهایت خواستن؛

من به معجزه ایمان دارم

من به معجزه ی آفتاب

برای شکستن تاریکی

به معجزه ی بلند بال های پرنده

برای پرواز

و به معجزه ی سبز باران

برای رویش

ایمان دارم

و می دانم و باور دارم

که هیچ انگیزه ای به قوتِ عشق

عشق به تک تک آنهایی که دوستشان داریم

ما را زنده نگاه نمی دارد …







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ یکشنبه 23 فروردین 1394 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

در كتــاب چهــار فصــل زنــــدگــی

صفحه هــا پشت ســرِ هـم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند

لحظه هــا بــا شــادی و غـم می روند…

گــریه، دل را آبیــاری می كنــد

خنــده، یعنی این كه دل هــا زنده است…

زنـــدگـی، تركیب شــادی بــا غــم است

دوست می دارم من ایــن پیـــونـــد را

گــر چه می گویند: شــادی بهتر است

دوست دارم گــریــه بــا لبخنـــد را …!


"قیصر امین پور"






طبقه بندی: شعـــــــر،
[ جمعه 21 فروردین 1394 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

هــرازگاهی خـــودت را هَـــرَس كــن…

شـاخــه هــای اضـافیــت را بــــزن …

پــای تمــام شاخــه بریـــده هــایت بایست…

تمـــام سختی هــــایـت…

دردهــــایت…

باغبــانی کن خــودت را…

خـــاطــــرات بـــــدت را…

سَـبُــك كــن فكــــرت را…

از هرچه آزارت می دهد…

ریــاضیــــدان بــــاش…

حســـاب و کتــاب کن…

خـوبیهای زنـــدگیــت را جـمع کن…

آدمهای بــدِ زنـــدگیت را کــم کن…

همه چیـــز خــــــوب می شـــود…





طبقه بندی: شعـــــــر،
[ پنجشنبه 13 فروردین 1394 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب ، عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم
نظر سنجی
آیا این وبلاگ موثر بود ؟




تماس با ما
تماس با ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




کد ِکج شدَنِ تَصآویر

music