تبلیغات
دل نوشته ها .....

دل نوشته ها .....
 
قالب وبلاگ
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

 روزی مردی عقربی رادید که درون آب دست وپا میزدتصمیم گرفت

عقرب را نجات دهد اما عقرب او را نیش زد مردباز سعی کرد

تا عقرب را ازآب بیرون بیاورد اما عقرب بار دیگر او را نیش زد

رهگذری او را دید و پرسید : برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟

مرد پاسخ داد:این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من

این است که عشق بورزم . چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به

این دلیل که عقرب طبیعتاً نیش میزند؟!





طبقه بندی: داستـــــــان،
[ دوشنبه 20 آذر 1391 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب ، عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم
نظر سنجی
آیا این وبلاگ موثر بود ؟




تماس با ما
تماس با ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




کد ِکج شدَنِ تَصآویر

music