تبلیغات
دل نوشته ها .....

دل نوشته ها .....
 
قالب وبلاگ
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

نقاشی در حال اتمام نقاشی زیبایی بود که می بایست در مراسم ازدواج شاهزاده

خانمی نمایش داده میشد.

نقاش آنچنان غرق نقاشیش بود که چند قدم ب طرف عقب رفت هنگام عقب رفتن

پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه ی پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.

شخصی متوجه خطر شد.خواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب

ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلم مویی

رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت

و عصبانیت تمام جلو آمد تامرد را بزند

گاهی ما آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم،اما گویا جهان هستی می بیند چه

خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.







طبقه بندی: نثــــر،
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب ، عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم
نظر سنجی
آیا این وبلاگ موثر بود ؟




تماس با ما
تماس با ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




کد ِکج شدَنِ تَصآویر

music