تبلیغات
دل نوشته ها .....

دل نوشته ها .....
 
قالب وبلاگ
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

مهربان باش و قضاوت نكن

مجلس میهمانی بود:

پیرمرد از جایش برخاست تا به بیرون برود……

اما وقتیکه بلند شد، عصای خویش را برعکس بر زمین نهاد…..

و چون دسته عصا بر زمین بود،تعادل کامل نداشت……

دیگران فکر کردند که او چون پیر شده،دیگر حواس خویش را از دست داده

 و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده….

به همین خاطر صاحب خانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود

 به وی گفت:پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟؟؟

پیرمرد آرام و متین پاسخ داد: زیرا انتهایش خاکی است

نمیخواهم فرش خانه تان خاکی شود….

مواظب قضاوتهایمان باشیم……








طبقه بندی: نثــــر،
[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب ، عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم
نظر سنجی
آیا این وبلاگ موثر بود ؟




تماس با ما
تماس با ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




کد ِکج شدَنِ تَصآویر

music