دل نوشته ها .....
 
قالب وبلاگ
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

آرامش" به معنای آن نیست که صدایی نباشد،

مشکلی وجود نداشته باشد،

یا کار سختی پیش رو نباشد،

" آرامش" یعنی در میان صدا، مشکل و کار سخت، دلی آرام وجود داشته باشد…

"دلتون همیشه اروم







طبقه بندی: نثــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

حال خوبی ست

گلی را دیدن

و نچیدن از باغ

قامت گل نشکستن زیباست

و رها بودن آواز قناری در باغ

عطر گل را تنها

در تن زنده هر باغچه ای بوییدن

حال خوبی ست

نسوزاندن دل

رسم دلدادگی و دلداری

قدر این موهبت عشق بجا اوردن

عشق معشوق طلب کردن و عاشق ماندن

دو رکعت مهر بجا آوردن

ذکر بارانی دیدار و نگاهی تب دار

حال خوبی ست

خدا را دیدن

پشت راز گل سرخ

در پس بغض گره خورده ابر

سمت آرامش رودی جاری

خواندن نامه زیبای خدا

بر تن سوره ی سروی سر سبز

آیه پاک گیاه

از دل مصحف گویای خموش

حال خوبی ست

چای نوشیدن در لحظه زیبای حضور..

لحظه لحظه های زندگی تان مملو از آرامش







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

آدم هــا ماننـد پنجره هــایی بـا شیشه هـای رنـگی‌انـــد.

وقتـی آفتــاب می تـابــد بــرق می‌زننــد و می‌درخشنـــد،

امــا وقتـی تـاریـکی سایـه می‌گستـــرد،

زیبـایی حقیقی آنهـا فقط در صورتـی هـویــدا می‌شـود کـه

نـــوری در درون بــاشــد …!







طبقه بندی: نثــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

زندگی کردن ، انتخاب کردن است؛

اما برای انتخاب درست و خوب شما باید بدانید که :

که هستید ؟

چه می خواهید ؟

به کجا می خواهید برسید؟

و برای چه می خواهید به آنجا برسید ..

گاهی هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم ،

لم میدهم و به بدبختیهایم لبخند میزنم…

مردم فکر میکنند هیچ مشکلی ندارم ، اما زندگی بدون مشکل فقط یک خواب است…

آدم هم نمی تواند همیشه بخوابد!







طبقه بندی: نثــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

تا توانی در مسیر زندگانی ساده باش

چین بردار از جبین با چهره ی بگشاده باش

شخصیت با مال وثروت نیست با دانش بود

گر بود دستت تهی با علم عالم زاده باش

همچو شاخ گل که از طوفان سرخود خم کند

تا که طوفان رد شود روی زمین افتاده باش

از صراط المستقیم پا را فرو نگذارهیچ

گر سعادت طالبی پیوسته دراین جاده باش

شکوه از خالق زنادانی مکن درپیش خلق

آنچه سهمت بوده داده رورضا برداده یاش

باده گر نوشی بنوش از باده جام ولا

سرفراز وسربلنداز خوردن این باده باش

گر نهی پا درحریم کبریا چون پیروی

آب شو از خجلت وچون خاک صاف وساده باش



*مرجان سرخ*



طبقه بندی: شعـــــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

زندگی

درد قشنگیست

که بر باور ما می بارد

و سر انجام ظریفی است

که در خاطر ما می ماند.

زندگی،

شوق گلی رنگین است

روی سرشاخه ی امید،

بر ساقه ی دلتنگ نگاهی که زمان

در باغچه ی بینش ما می کارد.

زندگی

بارش عشق است

بر اندیشه ی ما

تابش دوست برای همه وقت

بودنش در همه حال.

زندگی،

خاطره ی دوستی امروز است

مانده در تاقچه ی فردا ها.







طبقه بندی: شعـــــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

آدمها همدیگر را پیدا مى كنند…

از فاصله هاى خیلى دور…

از تهِ نسبت هاى نداشته…

انگار جایی نوشته بود كه اینها

باید كنار هم باشند!!!

مى شوند همدم،

مى شوند دوست،

مى شوند رفیق،

اصلأ مى شوند جانِ شیرین…!!!

درست مى نشینند روى طاقچه ى دلِ هم…

حرف هایشان یك جورِ خوبى دلنشین است،

دل براى خنده هایشان ضعف مى رود؛

اصلأ بودنشان شیرین است !!!

وقتى هم كه نیستند،

هى همدیگر را مرور مى كنند و مُدام

گوش به زنگِ آمدن هم هستند…!!!

خدا این آدم ها را نگیرد از هم…







طبقه بندی: نثــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ،

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ . ﺩﻭﻣﯽﮔﻔﺖ : ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.

ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !…

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ، ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ،ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ، ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ،ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ

ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ .

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ

ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ ، ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟

ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ!!!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ،

ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ .

ﺣﯿﻒ ﮎ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﺩﻣﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻪ ..







طبقه بندی: نثــــر،
[ چهارشنبه 3 تیر 1394 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

گاهی امنیت همه اش خلاصه میشود

به یک آغوش گرم

به یک بوسه ی از ته دل

به یک دوستت دارم ناب

به یک دلم برایت تنگ شده

به یک چشم هایت چرا نم دارد

به یک من اینجایم دلم آنجاست که تو هستی

*امنیت* ساده تر از آن چیزی ست که خیالش را میکنی

یک لبخند است برای* او ی*زندگی ات

یک دستانم را محکم بگیر،ما هم را داریم

*امنیت* تنها مختص مرد نیست

بلکه زن هم امنیت است

امنیت مهر و امنیت عشق

امنیت مراقبه از رابطه!

مرد و زن ندارد

به نقطه ی ما شدن که رسیدی

آرامش باش برای شریک زندگیت

و باور کن هیچوقت معجزه ی عشق جوانه نمیزند

مگر

امنیت خاطری باشیم

برای *او ی* زندگیمان…







طبقه بندی: نثــــر،
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

نقاشی در حال اتمام نقاشی زیبایی بود که می بایست در مراسم ازدواج شاهزاده

خانمی نمایش داده میشد.

نقاش آنچنان غرق نقاشیش بود که چند قدم ب طرف عقب رفت هنگام عقب رفتن

پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه ی پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.

شخصی متوجه خطر شد.خواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب

ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلم مویی

رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت

و عصبانیت تمام جلو آمد تامرد را بزند

گاهی ما آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم،اما گویا جهان هستی می بیند چه

خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.







طبقه بندی: نثــــر،
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

دلم می‌خواست‌های من زیادند…

بلندند…

طولانی‌اند…

اما مهم‌ترین دلم می‌خواست‌ها این است که انسان باشم…

انسان بمانم…

انسان محشور شوم…

چقدر وقت کم است…

تا وقت دارم باید مهرورزی کنم به همین چند نفر که از تمام مردم دنیا با من

نفس می‌کشند…

باید مهر بورزم به همین جغرافیایی که سهم من است از جهان…

وقت کم است باید خوب باشم…

مهربان باشم…

و دوست بدارم همه زیبایی‌ها را…

می‌گویند انسان‌های خوب به بهشت می‌روند اما من می‌گویم انسان‌های

خوب هر کجا باشند آنجا بهشت است.

میهمانم کن

به فنجانی چای گرم

آه خیز باشد

مثل هوای سینه ام !

یادت باشد

حتما فنجانت را

کنار فنجانم بگذاری

تا هوای دلم گرم شود







طبقه بندی: نثــــر،
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

وقتى روز جدیدى شروع مى شود، جرأت كن و قدرشناسانه تبسمى كن؛

وقتى به تاریكى رسیدى، جرأت كن و اوّلین كسى باش كه شمعى روشن مى كند؛

وقتى به دشوارى برخوردى، جرأت كن و به كارت ادامه بده؛

وقتى احساس خستگى و ناامیدى مى كنى، جرأت كن و به راهت ادامه بده؛

وقتى كسى را در رنج دیدى، جرأت كن و او را التیام بده؛

وقتى كسى را دیدى كه گم شده است، جرأت كن و راه را به او نشان بده؛

وقتى دوستى به زمین افتاد، جرأت كن و

اوّلین كسى باش كه دستش را به سویش دراز مى كند؛

وقتى احساس شادمانى مى كنى، جرأت كن و دل كسى را شاد كن؛

جرأت كن و به بهترین كسى كه مى توانى، تبدیل شو؛








طبقه بندی: نثــــر،
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

همه چیز بستگی به حال و هوای دلت دارد

اگر حال دلت خوب باشد ؛

هوا آنقدر هم آلوده نیست

از پس اجاره خانه هم می شود برآمد

بیماری کودکت کمتر آزارت می دهد

و با یک دعا، ته دلت قرص میشود و آرام میگیری

اگر حال دلت خوب باشد ؛

آدمها همه دوست داشتنی اند

و بدون منت می توانی ببخشی

حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دلنشین می شود

که لحظه ای بتوانی پا از روی پدال برداری

و بتوانی فکر کنی که امروزت با دیروزت چقدر فرق داشتی ؟

حال دلت که خوب باشد؛

می شوی همبازی بچه ها

برای عزیزانت همیشه وقت داری

و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است

و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشه

امیدوارم همیشه حال دلتون بهترین باشه …





[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

بعضی ها؛ آرامش مطلقند…

لبخندشان؛

تلالو برق چشمانشان؛

صدای آرامشان؛

اصل کار؛ تپیدن قلبشان…

انگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق میکند…

.بعضی ها؛

بودنشان؛

همین ساده بودنشان؛

همین نفس کشیدنشان؛

یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه ی لبمان…

اصلا خدا جان؛

در خلقت بعضی ها، سنگ تمام گذاشته ای…







طبقه بندی: دل نوشتــــــــــــته ها،
[ دوشنبه 18 خرداد 1394 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]

آرام

……….. آرام

نزدیک شدن را احساس می کنم

و رسیدن را

و یک روز از همین روز ها

همین روزهایی که قدیم ها

نبودشان آرزویم بود

میرسم …

و آغوش باز می کنم

برای همه ی لبخند ها

این روزها

عجیب طعم نیایش میدهد لبهایم !

و عجیب رنگ رسیدن دارد

چشمانم …

شاید ، نه ، حتما

پنجره ها باز می شود !

و چه قدر آرامش بخش است

که خدا پنجره ی اتاقم میشود …

خدایا ! به تو رسیدن چه خوش عطر است !!!







طبقه بندی: دل نوشتــــــــــــته ها،
[ شنبه 16 خرداد 1394 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ اعظم جلالی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 180 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب ، عمر به سر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم
نظر سنجی
آیا این وبلاگ موثر بود ؟




تماس با ما
تماس با ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




کد ِکج شدَنِ تَصآویر

music
دانلود آهنگ